امیدوارم حسابی خوب باشید، یه مدتٍ دوستام بهم کم لطفی میکنن البته من اینطوری خسته نمیشمـــــ هنوزم هستن کسایی که به خاطر نظراتشون من حاضر نمیشم این دفه وبلاگم رو به این راحتی رو بهــــه اختتامیه اعلام کنم، البته این پست به عنوان آخرین پست تا آخر آذرٍ میخوام به صورت فشرده به درسامــــ بچسبم، بعد از امتحانم یه سری برنامه دارم، برام دعا کنین قبول شدم قول مردانه میدنم به همتونــــــــــــ شیرینی بدمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اسمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ داستان امروز داستانٍ رز هست، امیدوارم بخونید و خوشتون بیاد
از همه دوستان عزیزی که بهم لطف داشتن واقعاً ممنونم طاعات و عبادات همگی مورد قبول درگاه حق ماه رمضان با همه زیبایی که داره میاد و میره باز هم ما میمونیم و روزهایی که در پیش داریم امید به اینکه روزهای خوبی در پیش رو داشته باشید
یه حکایت خوندم که به نظرم جالب بود این حکایت رو از زبان حضرت مسیح نقل می کنن و می گن ایشون این حکایت رو خیلی دوست داشت و در موقعیت های مختلف بیان می کرد،حکایت با محتوایی هستش امیدورام خوشتون بیاد
امیدوارم همه شما حسابی خوب و خوش و سرحال باشید نیمه شعبان رو به همه منتظران تبریک میگم
اسم داستان امروز کتاب زندگی هستش خودم تا حالا نخونده بودم...ولی برام جالب بود فکر میکنم یک بار خوندنش ضرر نداشته باشه اسم نویسنده رو هم نمی دونم متاسفانه و اینکه خوش باشید
سلام به همه شما دوستان و عزیزان ممنون به خاطر اینکه میاین و یه سری هم به من میزنید
امیدوارم حسابی از تعطیلات تابستانی لذت ببرید امروز یه داستان میذارم به نام راه بهشت به نظرم جالب باشه میتونید بخونید و با نظراتتون منو خوشحال کنید این داستان بخشی از کتاب شیطان و دوشیزه پریم به نویسندگی پائولو کوئیلو امیدوارم خشتون بیاد